X
تبلیغات
وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لَإِبْراهيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ ؛ فقیر یک لحظه نگاه مهربان تو هستم

امشب شب دفنه ، شب دفن یک مادر ، نه ؛ مهربان تر از مادر، نه ؛ مهربان تر از هر مادر یا یگانه مهربان مادر عالمین ؛ شاید این تعبیر به نگاه قرآن نزدیک تر باشه یگانه مهربان مادر عالمین - مهربانی که به اذن الله تربیت تمام عوالم هستی به ید اوست . (رب العالمین ) تمام هستی از وجودشه - وجود - الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏ - فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمين‏ - ای کاش صدایی داشتم به وسعت عالمین تمام عالم تا میتونستم بگم مادر جان  اگر شما عالمین رو تربیت کردین اگر شما مجموعه ی آسمان ها و زمین رو فطر کردین ، اگر شما این مجموعه رو تربیت کردین مادر جان ، ای مهربان تر هر مادر پس برای مطالعه وجود شما چه باید کنیم ؟ مادر جان شما بودید و غیب و شهودی مطرح نبود ؟ مادر جان ای مهربان تر از هر مادر ای یگانه مهربان مادر عالمین برای شما تربیت منه رو سیاه که کاری نداره  ؛ غیب و شهود بوی شما رو میدن مادر جان . همه ی هستی بوی شما رو میده . توی این خرابه ی دنیا فقط احساس یتیمی میکنیم مادر جان ؟ تازه تازه داریم می فهمیم بی مادری یعنی چی ؟ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ  یعنی اگر در محدودیت اللهیت الله حمدی هم صورت گرفته شد و می گیرد و گرفته خواهد شد اینها به تبع تربیت ها جاری شده از وجود نازنین شماس .الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ . 

 


 

نوشته شده توسط عليرضا در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389 ساعت 14:25 موضوع | لینک ثابت


یومن بالله و کلماته

بسم الله الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ

امشب میلاد حضور وجه مادی سید ما رسول الله است . جاداره امشب از قله ی تمام ایمان بگیم . از جایگاه و ارتفاعی که فقط به نام سید ما رسول الله متعلق داره - سید ما رسول الله یومن باالله و کلماته - الله و کلمات جزو ایمانیات سید ما رسول الله است . ایمانی از جنس کلمات و از جنس عُلیا ترین ارتفاعات . از جنس الله - ایمان به الله و ایمان به کلمات یعنی عیسی علیه السلام حزو ایمانیات سید ما رسول الله است . اگر ماجرای احقاق حق و تحقق ملک عظیم اهل بیت خدا با کلمات برپا میشه یعنی فضای برپایی ظهور در فضای ایمانیات سید ما رسول الله قرار داره . یومن بالله و کلماته . تمام ایمانیات خوبان عالم زیر مجموعه ای از ایمانیات سید ما رسول الله است . یومن بالله و کلماته - ایمانیات تمام خوبان عالم جیره خور ایمانیات سید ما رسول الله است . شاید ایمان به الله و ایمان کلماتی رو بزرگواری و  خوبی و یک عبد صالح و یک کلمه  خدا یعنی عیسی علیه السلام باید بیاد معارفشو باز کنه - عیسی علیه السلام در فضای امن و ایمان سید ما رسول الله است . و من موندمو یه عالمه نفهمیو بیچارگی و بی معارفی از سید ما رسول الله . سید ما رسول الله . البته لفظ سید ما رسول الله متعلق یه من نیست و من هم در حدی نیستم که بخوام استفاده کنم از باب تبعیت از یک دوست بزرگواری استفاده میکنم  . سید ما رسول الله - وقتی میخوای با تمام فقیری بری در خونه ی رسول الله بهترین عبارت برای توصیفش یومن بالله و کلماته است . آقا جان میشه ماام یه خورده فهم کنیم که یومن بالله و کلماته یعنی چی آخه ؟ آقا جان به اون جایگاه ایمانیاتت قسم آقا جان مددی . نصرتمون کن برای حریم امام خاصیت داشته باشیم . سرباز خوب و قویی برای حریم امام علیه السلام باشیم . اونی بشیم که اون میخواد . کمک کن خودمونو بذاریم کنار . خودمونو نبینیم . نفسانیاتمونو بذاریم کنار . من نمیخوام بگم یا طبیب نفوسنا نه میخوام به شما بگم آقا جان شما یومن بالله و کلماته هستید . آقا جان با تمام بیچارگیم میگم شما یومن بالله و کلماته هستید .

آقا جان مددی ....


 

نوشته شده توسط عليرضا در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388 ساعت 23:27 موضوع | لینک ثابت


یتیم نور امام علیه السلام

گفتم بیام یه خورده شکر نعمت و ذکر نعمت کنم . یه نعمت اینکه بدونی یتیم امام عالمی یه نعمت اینکه فهم کنی که فقیر امام عالمی فقیر خوبان عالمی فقیر شجره ی مهدویت و متولیان مهدویت پیش رو . پس بذار با زبون بی زبونی بگم که خدایا شکرت . حالا نمیدونم که چه قدر توان ذکر این نعمات رو داشته باشم الله اعلم . اما نعمت دیگه ای که به چشم یه ایتاء و توفیق از سمت یگانه مهربان مادر عالمین ، عصمت الله الکبری میدونم اینه که جایی باشی که اطرافت پر از یتیم امام و یتیم و فقیر نور امام عالم و تمام خوبان عالم باشه . خدایا شکر این نعمتو  نمیدونم باید چه کنم چه برسه اینکه ذکر کنم . اما با تمام رو سیاهیم اومدم بگم که فقیر نصرت توام . خدایا سر سفره ی خوبان عالم به مدد مادری مهربان موضوعات بسیار اقوم و متقنی نوش جان کرده ایم . به حق تمام نفس های خوبان عالم و به حق تمام اساتید و معلمانی که واسطه ی انتفاع از این سفره شدند ، نصرتمان کن تا شی پر خاصیت و بلکه بسیار پر خاصیت برای وجود امام عالم علیه السلام و تمام یتیمان او باشیم .

یادت باشه وقتی داری میگی السلام علینا و علی عبادالله الصالحین ، عیسی علیه السلام ،  این کلمه ی خدا و صادره ای ایجاد شده از وجود جان عالم داره میشنوه ( وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصَّالِحين‏ ) و انشاءالله که  جواب میده یعنی حتما جواب میده البته به قول دوستمون شاید هم یگانه مهربان مادری و بلکه مهربان تر از مادری سلام الله علیها پاسخ سلام رو بده . خدایا .....

وسلام علی عبادالله الصالحین


 

نوشته شده توسط عليرضا در یکشنبه نهم اسفند 1388 ساعت 19:6 موضوع | لینک ثابت


آهای رزمنده با توام سلام

خدایا فردا انگار دوباره فضای عالم ذر تکرار میشه -۲۲ بهمن ماه نه یعنی یوم الله - خدایا هی به خودم میگم آخه چرا باید الان ما رو راهی این عمق کنی ؟ ها ؟ آخدا صدامو میشنوی ؟ آخدا دغدغه های ما چیه ؟ ها ؟ چرا این همه باید فاصله بگیریم ؟ ها ؟ بذار اصلا خودمونی بگم چرا از کنار اون موضوعاتی که برای تو مهمه داریم به راحتی عبور می کنیم ؟ ها ؟ دغدغه های تو چیه آخدا ؟ ها ؟ دلم برای تمام دغدغه هات تنگ شده آخدا - تنگ شده- دغدغه هایی که میبینمو دارم باهاشون زندگی میکنم - دغدغه هایی از جنس نور - از جنس اون بالاترا - درسته ؟ دغدغه های از جنس آدم ( ع ) ، از جنس نوح (ع ) ، از جنس ابراهیم (ع ) ، از جنس موسی (ع ) و از جنس عیسی بن مریم ( ع ) . اینا چی بودن آخه قربونت برم ما رو نمک پرورده  و نمک گیر اینا کردی ؟ اینا کین اصلا که انقدر برات مهمِّن ؟ ها ؟ یه جمله تو قلبمه میگه فثبتت العزیمه لهولاء الخمسه فی المهدی (عج ) - خدایا کاش این جمله رو .... - کاشکی میشد عوَض الوالعزم من الرسل بگیم دغدغه هایی از مهدی (عج) ، برای مهدی (عج) ، تا مهدی (عج ) - آخدا اینا کین ؟ فثبتت العزیمه لهولاء الخمسه فی المهدی - ...........

.

.

.

تقدیم به همسفر جاده های سربازی امام ( ع ) و تقدیم به مهربونم و تقدیم به عزیز دلم و تقدیم به نوری از انوار وجود مهربان تر از مادری س . محمدی

 

 

 


 

نوشته شده توسط عليرضا در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 ساعت 19:45 موضوع | لینک ثابت


يا کميل لا تأخذ الاّ عنّا تکن منّا

افراد دارای چه ویژگی هایی باید باشند که ما بتوانیم برای رشد در مسیر معارف از آنها تبعیت کنیم ؟

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و توکلت علی الله

برای پاسخ به این پرسش به بررسی صفات و ویژگی های حضرت خضر علیه السلام می پردازیم . توکل به خدا می کنیم و وارد این بحث می شویم . قیمتی ترین و با ارزشترین صفتی که حضرت خضر علیه السلام دارا است و خدا شخصی به مانند حضرت موسی علیه السلام به عنوان یکی از الوالعزم من الرسل را به سمت او هدایت می کنید چیست ؟ برای پاسخ به این موضوع مهمان آیه ی 56 از سوره ی مبارکه ی کهف می شویم .

فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما

(در آن جا) عبدى از عبادمان را يافتند كه رحمت از سوى خود به او ایتا کرده بودیم ، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.

با توجه به این آیه خداوند تصویری از صفات و دارایی های خضر را تبیین می کند . پروردگار برای خضر علیه السلام سه ویژگی و یا سه صفت را پررنگ میکند  .

1-      عبد بودن  

2-      بهره مند بودن از صفت رحمت

3-      بهره مند بودن از علم پروردگار

اما با دقت در این سه ویژگی یاد آوریک مطلب و سخن نورانی از امیرالمونین علیه السلام به یکی از شیعیان خود یعنی کمیل می شویم . يا کميل لا تأخذ الاّ عنّا تکن منّا . یک غالب و یک چهار چوبی که تمام شیعیان باید طبق این غالب در تمام جهات مسیر حرکت پیش رو حرکت نمایند . امیرالومنین علیه السلام به شخص کمیل میفرماید یا کمیل جز از ما چیزی مگیر تا از ما باشی . مصداق عینی و سند قرآنی عبارت نورانی حضرت حضرت خضر ، یار و مونس ستاره ی غائب حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد . برداشت این نکته از ضمیر "  نا  " عربی است که پروردگار به تبع این ضمیر "  نا  " ، عبد ، رحمت و علم حضرت خضر ( ع ) را به خودش نسبت می دهد . اگر خضر نبی ( ع ) نسبت به موسی کلیم الله برتری و دارای ارتفاع بالاتری است ، تمام این موضوعات به خاطر تنها و تنها یک ویژگی است و آن هم این است که تمام این صفات از سمت پروردگار و مربی عالم است . عبادنا ، عندنا ، لدنا . در نتیجه ما فقط و فقط از فرد و یا افرادی اجازه ی تبعیت و همراهی داریم که فرد مورد نظر فقط و فقط تمام دغدغه ی مسیر پیمایشش در معارف ، چهار چوبی باشد که امیرالمونین تعیین و تبیین کرده است یعنی : " يا کميل لا تأخذ الاّ عنّا تکن منّا " . باید از به دنبال این افراد جستجو و تحسس نمود . به قول استاد بزرگوارمون اگر نامی هم از خضر در آیه مطروحه برده نشده دلیلی است بر وجود خالی از نفس که تمام آن وجود را مربی عالم چیده است و تربیت کرده است .  ان شاء الله که این دست نوشته بر صراط مستقیم و مورد رضایت امام عالم قرار گیرد .

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


 

نوشته شده توسط عليرضا در جمعه ششم آذر 1388 ساعت 22:4 موضوع | لینک ثابت


جایگاه همراهی با افراد یا تبعیت از افراد

تقدیم به پرتوی از نور مهربان ترین مادر عالمین

خدا را شاکریم که ما را نه با افراد بلکه ما را به تبعیت و همراهی با سفره ی معارف مهربان ترین مادر عالمین هدایت و ولایت نمود

پاسخ به یک سوال : آیا رفتار همراهی و به پیروی و دنباله روی از افراد منظری است که خدا برآن صحه میگذارد ؟ برای پاسخ به این موضوع مهمان سفره ی معارف موسی علیه السلام و خضر علیه السلام میشویم و با توکل به خدا به پرسش بالا پاسخ میدهیم

برای ورود به این بحث مهمان آیه 60 از سوره ی مبارکه کهف میشویم .

وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً (60)

به خاطر بياور هنگامى را كه موسى به دوست خود گفت: دست از جستجو برنمى‏دارم تا به محل تلاقى دو دريا برسم؛ هر چند مدت طولانى به راه خود ادامه دهم

همان طور که مشاهده میکنید موسی علیه السلام به عنوان یکی از الو العزم من الرسل آنچنان موضوع همراهی و تبعیت از خضر برایش پررنگ و قیمتی است که خداوند این دغدغه را با واژه ی لا أَبْرَحُ در آیه ی کریمه جلوه میدهد . موسی به یوشع بن نون میفرماید که "  لا أَبْرَحُ " من دست بردار از این موضوع نیستم  . من تا به خضر علیه السلام دست پیدا نکنم از حرکت نمی ایستم . من دست بردار نیستم " لا أَبْرَحُ  ".

خوب پس موضوعی به نام همراهی کردن افراد و یا اینکه دنباله شخصی به راه افتادن و از او تبعیت کردن رفتاری است که خدا در قالب داستان موسی و خضر علیه السلام بر آن صحه میگذارد .

موقعیت و جایگاه موسی در داستان :

با مطالعه ی روایات ذیل آیات 60 تا 66 سوره ی کهف مشخص میشود که موسی دچار این ذهنیت میشود که دیگر از من عالم تر شخصی دیگری وجود ندارد . به تبع این موضوع خدا به سرعت جبرائیل را مامور میکند تا به او بگوید که از این منظر بسیار خطرناک دست بکشد و این نیت اشتباه را اصلاح کند که جبرئیل علیه السلام به او ماجرای خضر را شرح میدهد . نکته ی بسیار مهم در این قسمت ابتدایی داستان این است که در روایتی معصوم علیه السلام میفرماید که هنگامی که رب مشاهده کرد که موسی دچار چنین حالتی شده به جبرئیل فرمود شما ماجرای خضر را به او اطلاع دهید تا موسی دچار هلاکت نشود . این موضوع هلاک نشدن هم جایگاه بسیار در کلیت این آیات و داستان دارد . و موسی علیه السلام بلافاصله دچار تذکر میگردد و نیت اشتباه خود را اصلاح میکند و با تمام عزم به سمت پیدا کردن و رسیدن به خصر حرکت میکند طوری که همان طور که در آیه مشاهده نمودیم میگوید :" لا أَبْرَحُ " من دست بردار از این موضوع نیستم و تا به خضر علیه السلام نرسم همچنان به این مسیر ادامه خواهم داد . نتیجه گیری بسیار مهم فقط از این قسمت ابتدایی سفره ی مهمانی موسی و خضر اینکه اگر موسی طبق داشته هایش بنا بر حرکت داشت و به نیت اینکه دیگر از من عالم تر شخص دیگری نیست این موضوع منجر به هلاکت موسی به عنوان یک رسول به عنوان یک الو العزم من الرسل میشد . اما خدا او را به سمت جستجو و پیدا کردن و همراهی و تبعیت از خضر هدایت میکند . انشاء الله در پست بعدی به سوالات پیرامون این موضوع به مانند :

افراد دارای چه ویژگی هایی باید باشند که ما بتوانیم برای رشد در مسیر معارف از آنها تبعیت کنیم ؟

جایگاه خضر در این داستان ؟  و سوالات دیگر از این قبیل


 

نوشته شده توسط عليرضا در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 13:34 موضوع | لینک ثابت


باشه آقا - باشه .... وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ و تسليم فرمان پروردگارش گردد-و شايسته است كه چ


 

 

باشه آقا - باشه .... تو هم دیشب گفتی بدون اذن من نمیتونی کاری رو پیش ببری من که با اذن آشنا بودم آقا - عمری سر سفره ی شمائیم آقا - آقا ضمانت من هم میکنی ؟ ضمانت من هم میکنی ؟ برای همراهی با ........... آقا ضمانتم میکنی ؟  حتی بدون اذن شما نمیشه به چهره ی ............. نگاه کرد . دیشب به من گفت که شما باید آقا ......................................

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟
بی پناهم، خسته ام، تنها بدادم میرسی ؟
گر چه آهونیستم اما پراز دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟
ازکبوترها که میپرسم نشانم میدهند
گنبد و گلدسته هایت را به دادم میرسی ؟
من دخیل التماس را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی ؟

         آدم بدون مهر تو انسان نمی شود                سلمان بدون عشق تو مسلمان نمی شود
آن گردنی که تیغ تو را بوسه می زند       سوگند می خوریم پشیمان نمی شود
وقتی کبوتران حریمت گرسنه اند              گندم برای سفره ی ما نان نمی شود
تو خوب آمده ای سروری کنی                 هر رعیتی که رعیت ایران نمی شود
باید هزار قرن حکومت کنی مرا                     سلطان چند روزه که سلطان نمی شود
فاذن لی یا مولای؟

یا ضامن آهو!
زائر شدم نسیم نای مرا گرفت               از دستم التماس دعای مرا گرفت
یک شب کنار پنجره فولاد، مادرم            آنقدر گریه کرد شفای مرا گرفت
یک پارچه گره زد و تا سال های سال       سهمیه ی امام رضای مرا گرفت
صحن تو آستان تو گنبد طلای تو             حتی مجال کرب و بلای مرا گرفت
ایمان نداشتم که ضمانت کنی مرا            تا اینکه آهو آمد و جای مرا گرفت

ای کلمه ایجاد خدا
ای مهربان ترین کرم سفره خدا یا ایها الرئوف یا ایها الرضا
امشب خداکند که تو را ای حضور سبز این قوم اشتباه نگیرند با خدا
ای لطف بی نهایت شب های زائران یک بار ما سه بار شما پیش ما بیا

 


 

نوشته شده توسط عليرضا در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 12:25 موضوع | لینک ثابت


اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور

امروز نمیدونم چی شد- امروز نگو چی شد نگو به من تو که آخه داداش جون جرات این کارا را نداشتی . بهش گفتم باور کن اینا اصلا از من نیست . بهش گفتم انگار یکی دیگس داره حمایت میکنه . البته یادم اومد خودم چند روز پیش گفته بودم که ............... خودش ولایت میکنه یعنی ایمان داشتم که ولایت میکنه . اما نمیدونی .... تو اتوبوس بغضم گرفته بود البته  تو اتوبوس نبودم جای دیگه ای بودم - پیش خودم هی میگفتم دوباره ولایت کردین- دوباره آبروداری- دوباره حمایت- دوباره لطف- دوباره رحمت- دوباره نگفته نخواسته هنوز دستمو دراز نکرده .............

.

.

.

آخرش خوشحال شد

تو دلم گفتم فقط خدا رو شکر

خدایا .......

اگه مطلبم .......... نیست عذر میخوام بیشتر حالت درد و دل داشت

نمیدونم شایدم باشه


 

نوشته شده توسط عليرضا در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 22:50 موضوع | لینک ثابت


امتداد خورشید در خورشید ( نُورٌ عَلى‏ نُورٍ )

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبیب همه بودی ز چه بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان

دار منصور شکستی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست زند بر تو شرر

ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

ای که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست

امت از گفته دربارتو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر نبرد مستی و لاف

دم عیسای مسیح از تو پدیدار شدی

یاری از ما بنما ای شده آسوده ز غم

که بریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

سروده ای از رهبر معظم انقلاب در وصف پیر خمین


 

نوشته شده توسط عليرضا در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت


مفهوم عصمت بها نه ای برای عرض تقدیم به محضر مهربان مادر عالمین عصمت الله الکبری سلام الله علیها

 

 

به استناد حدیثی از امام رضا علیه السلام ایشان خواهر گرامیشان را با لفظ معصومه خطاب قرار میدهند .

آن حضرت در روايتى فرمود:

«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.»

«هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»

برای ورود به مفهوم عصمت مهمان نوح علیه السلام میشویم و با توکل به خدا ، با توجه به ماجرای برپایی

 طوفان نوح علیه السلام سعی بر فهم موضوع عصمت خواهیم نمود . نوح علیه السلام بر طبق وحی و امر

 خدا مامور به ساختن کشتی میشود و او برای عبور به سلامت از ماجرای طوفان و عذاب الهی و برای خارج

 شدن از این ماجرا دست به این تلاش میزند . نکته ی بسیار قابل توجه برای مفهوم عصمت در آیه ی 43

 از سوره ی مبارکه ی هود مطرح است . فضای آیه ، فضایی است که پسر نوح حاضر به سوار شدن و

 آمدن به داخل کشتی نمیباشد و به پدرش نوح علیه السلام میفرماید که : قالَ سَآوي إِلى‏ جَبَلٍ يَعْصِمُني‏ مِنَ

 الْماءِ – ای پدر بزودی به کوهی پناهنده میشوم . که چه بشود ؟ يَعْصِمُني‏ مِنَ الْماءِ که این پناهندگی من به

 این کوه باعث میشود من از آب و یا همان موضوعی که باعث غرق شدن است  معصوم و محفوظ بمانم .

 خوب محفوظ ماندن از طوفان و یا معصوم ماندن ا این ماجرا در نظر پسر نوح به این شکل مطرح میشود

 اما نوح علیه السلام به عنوان یکی از رسولان الهی که با موضوعیت عصمت و عاصم بودن الله بسیار

 آشنا میباشد در جواب به پسرش این چنین میفرماید :  قالَ لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ وَ حالَ

 بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقينَ  . امروز که هنگامه ی رسیدن عذاب است لا عاصِمَ الْيَوْمَ عاصمی وجود

 ندارد . برای اینکه عصمت عاصم شامل حال تو شود فقط و فقط یک مسیر وجود دارد و این که باید به

 داخل کشتی بیایی و این چنین از خطر طوفان نجات خواهی یافت . خوب در این ماجرا همان طور که

 مشاهده میکنیم مفهوم عصمت اصلا در مقابل انجام گناه و یا انجام ندادن گناه نمیباشد . با توجه به فضای

 داستان میتوان معصوم بودن را اینچنین تعریف نمود . معصوم بودن یعنی اینکه عصمت عاصم شامل

 حال شخصی شود و یا بگوییم که هر گاه عصمت عاصم بر شخصی جاری شود یعنی اینکه او بسیار

 مورد توجه عاصمیت الله میباشد و معصوم است . اگر حضرت فاطمه ی معصومه هم بسیار در نزد امام

 رضا علیه السلام و دیگر امامانمان جایگاه والایی را دارند به طور ی که امام رضا علیه السلام لقب

 معصومه را به او میدهد یعنی اینکه این بزرگوار بسیار مورد توجه عاصمیت الله بوده است .

ما هم برای غرق نشدن در موضوعات غیر خدایی نیاز به عاصمیت خدا

 داریم . ما برای گذر کردن از صحنه های طوفان گونه فقیر عصمت او

 هستیم .

 خدایا به جایگاه این مولود شریف ، حضرت معصومه سلام الله علیها

 همه ما را روز به روز مورد عصمت خودت و مورد توجه خودت قرار ده و

عصمت خودت را از مجرای عصمت الله الکبری حضرت فاطمه سلام الله

 علیها بر ما جاری فرما...

                               آمین یا رب العالمین...

 


 

نوشته شده توسط عليرضا در جمعه یکم آبان 1388 ساعت 12:12 موضوع | لینک ثابت